کهف

حافظا عشق و صابری تا چند / ناله عاشقان خوش است بنال

بسم رب العشق

فکر کنم عاشق شدم...

در کلاس درس، در خیابان، در تاکسی و اتوبوس و... همه جا، در حال فکر کردن به او هستم. صبح که از خواب بیدار میشوم، اول تلگرام او را چک میکنم تا ببینم آنلاین هست یا نه؟! شب که میخواهم بخوابم با یاد و خاطرش میخوابم! دائماَ جمله هایی را آماده میکنم تا زمانی که قرار است با یکدیگر گفتگو کنیم، برایش بنویسم.

حال و هوای این روز های من شبیه دیوانه ایست که خود را به در و دیوار میکوبد تا به مقصودش برسد. دیگر از صحبت های اساتید درس چیزی نمیفهمم. حال نشستن در کلاس های درس دانشگاه را هم ندارم. دلم میخواهد زودتر ساعت 9 شب فرابرسد تا به او سلام بدهم.! دلم میخواهد زودتر دانشگاه تعطیل شود و برای دیدنش به اردبیل بروم.

فقط دلم میخواهد رمان های عاشقانه بخوانم و خودم را بجای پسر داستان تصور کنم.

لحظه هایم با ترس از شنیدن جواب منفی سپری میشود. نمیدانستم اینقدر ضعیف هستم. نمیدانستم قلبم اینقدر شیشه ای و حساس است. باورم نمیشود که این من هستم که اینقدر ضعیف و دست و پا بسته شده ام.

خودم را میشناسم. اگر جواب منفی هم بگیرم، یک الحمدلله میگویم و به زندگی ام ادامه میدهم اما اینبار خیلی اذیت میشوم. شاید به خدا گله کنم. شاید هم با خدا قهر کنم!! روز اولی که اسماء را دیدم، به خدا گفتم خدایا اگر قرار است باهم زندگی کنیم و خوشبخت بشویم، مهر او را در دل من و مهر من را در دل او بینداز اما اگر قرار است به هم نرسیم، کاری نکن که دلمان تکه تکه شود.

خدایا دلم بی تاب شده...آرامشت را بر قلبم نازل کن...


موضوعات
پیوندها
  • در این بلوک محتوایی وجود ندارد.
جدیدترین مطالب

پربازدیدترین مطالب

پروردگارا به من آرامش ده ، تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم. دلیری ده ، تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم. بینش ده ، تا تفاوت این دو را بدانم. مرا فهم ده ، تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند.