کهف

حافظا عشق و صابری تا چند / ناله عاشقان خوش است بنال


حال که تفاوت مسائل فردی و اجتماعی را فهمیدیم، جا دارد بپرسم که ما (انقلاب اسلامی) کدام یک از قوانین و تصمیم‌گیری‌های اجتماعی را با این نگاه بررسی کرده ایم؟! برای مشخص‌تر شدن سوالم، چند مثال ساده می‌زنم:

مثلا ما احکام نماز خواندن را استخراج کردیم و به همه افراد آموزش داده‌ایم که چگونه نماز بخوانند اما آیا به مسائل فراتر از بُعد فردی این احکام هم توجه کرده ایم؟ تا به حال توجه کرده‌ایم که فضای شهر، مغازه‌ها و سیستم حمل و نقل، طوری ساخته شده است که وقت نماز در میدان انقلاب اسلامی شهر تهران، حال مواجه شدن با خدا را پیدا نمی‌کنیم؟ مثلا توجه کرده‌ایم که معماری شهر به گونه‌ای شده است که عابر پیاده‌ای که از پیاده رو عبور می‌کند، کاملا بر اندرونی خانه‌ها دید دارد؟ آیا اسلام درباره مهندسی شهر نظری ندارد؟ آیا نظر اسلام همین است؟


مثلا به همه افراد آموزش داده‌ایم که استفاده از وسایلی که مخصوص گناه نباشد و مفسده‌ای در استفاده از آن نباشد، بلامانع است اما آیا به این توجه کرده‌ایم که دستگاه مکانیکی که ساخته می‌شود چه تاثیری بر روان انسانی که از آن استفاده می‌کند می‌گذارد؟ آیا اسلام حرفی در زمینه طراحی این دستگاه ندارد؟

یا به عنوان مثالی دیگر: برای مردم از درآمدهای حلال و حرام گفتیم و نظر اسلام را درباره انواع کارهای درآمدزا استخراج کردیم، اما توجه نکردیم که نسخه ای که برای اداره اقتصاد جامعه نیاز است، بسیار متفاوت از نسخه فردی آن است.

و مثال های بسیار دیگر که مجال بازگویی آنها در این متن نیست.


وقتی شما شهر را به این شکل ساختید، دیگر نباید انتظار داشته باشید که مردم اهل نماز باشند. چون شما با عامه مردم طرف هستید. شما با افرادی در جامعه مواجه هستید که اگر اتوبوس بین شهری، برای نماز بیاستد، نماز می‌خوانند، اگر نایستد، نمی‌خوانند! شما با مردمی مواجه هستید که اگر مسجد تمیز و دلچسب باشد، مسجد می‌روند و اگر نباشد، نمی‌روند! بنابراین اداره کردن اجتماع بسیار مهم‌تر و حساس تر از صدور احکام فردی است.


همه می‌دانیم که آنچه تاکنون از زحمات فقها حاصل شده است مربوط به فقه فردی است و متاثر از شرایط تاریخی شیعه تا قبل از انقلاب. و در واقع، مجال و یا نیاز چندانی برای فقه اجتماعی وجود نداشته است. اما امروزه به شدت به فقه اجتماعی نیاز داریم. نیاز به علم و علم دینی از آن روست که حفظ انقلاب اسلامی بر آن متوقف است و تبیین این رابطه، خود ماجرایی دیگر است که اگر فرصتی بود برایتان می‌نویسم.

انقلاب اسلامی باید نسخه خود را برای اداره اجتماع، ارائه دهد وگرنه بهتر است که جای خود را به کسانی بدهد که برای اداره اجتماع، علم دارند.



موضوعات
پیوندها
  • در این بلوک محتوایی وجود ندارد.
جدیدترین مطالب

پربازدیدترین مطالب

پروردگارا به من آرامش ده ، تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم. دلیری ده ، تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم. بینش ده ، تا تفاوت این دو را بدانم. مرا فهم ده ، تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند.